تبليغاتX
تنهای تنها

تنهای تنها

در تنهاترین تنهایم تنهاکسم تنهای تنهایم گذاشت

درباره من
سلام عزیزان دلم از این که به وبلاگ تنهای تنها اومدید سپاس گذارم امیدوارم همه ی لحظاتتون پر از شادی و بدون تنهایی باشه

گلهای تو گلدونم اگه از مطالب خوشتون اومد برام نظر بزارید تا هم از تنهایی بیام بیرون و
هم از وضعیت وبلاگم با خبر بشم

راستی خیلی از دوستانم پرسیدند که cinuheچیه
در اینجا به معنی پزشک فرعون نیست بلکه به معنی یه ادم تنهاست

براتون لحظات خوشی رو ارزو می کنم
منوی اصلی
تازه ترین مطالب
آرشیو موضوعی
آرشیو ماهانه
نویسندگان
لینکدونی
پیوندها
قالب های کافه اسکین
تنهاي تنها
تابوت عشق
بیا اینجا اونجا نه
sinuhe
روز ششم
مکیده عشق
یه عالمه دختر
مهرگان
love-gril
دختر پارسی
هزارتوی
من مثل هیچکس نیستم
چهار دختر کله پوک
ردپای خاطره
یه بوس کوچولو
وسوسه های عاشقانه
..*تنها*..
پریسا
رویای خیس
اراز جون متخصص جوك
سلام همنفس
alone gril
دختري از اسمان
شاپرك
خاطرات عاشقي
اشك غزل....
دنيا من....
تنهايي
بازم تنهام گذاشتي همنفس
ابشار زندگي
من و تنهایی
منتظر یه مهربون
باران دختری تنها
تنها نیستم....خدایی دارم
عشقی از جنس مهتاب
بیایین با هم باشیم
سحر گوگولی
کربلا121
کلاس زبان انگلیسی
خدای تاریکی
تنهاترین تنها
بی ستاره
only ironi gril
دختری هم رقص بغض...
پاپلی
عاشقانه
لحظه هاي شيرين
دوستت دارم
دل من
بغض سنگين دخترك تنها
دخترك پاييز
من خدايي دارم كه در اين نزديكي است
اطاق ابي
دزموند
تنهايي#ركسانا#
پارادوكس
تارا
تنها
راز دل
پاییز تنهایی
بکس دختر
تنها
دخترک بی خیال
جمع دخترونه
( سکوت سرد"دختر یخی")
بکس دختر
چرا ستاره ارزو کنم؟
پسرا ورود ممنوع
كر خر كوچولو
ایران سربلند
پایان شادی
باران عشق
عشق پاییزی
شب مهتابی
دختر معمار
باران عشق
کیمیا جون
گل های نیلوفر
دل نوشته
شه رمین
خلوتگاه من
خلوتگاه من .
sevda45
دختر از جنس خاک
طراح قالب
امکانات

شروعی برای درد هایم

دلم می خواهد حرفهایم را بازگو سازم انگار واقعا یارای نفس کشیدنم نیست...

دستی نا مرئی به گلویم چنگ انداخته؟نمی دانم!!!

 دلم سوخته !!! دلم سو خته و خا کستر هایی از آن در سینه ام مرا وادار به نفس کشیدن می کند...

به آیینه می نگرم .... نمی دانم او کیست !!!هرکه هست من نیستم!!!

او کسی است همسان من...ظاهر من!!!پس باطنم چه شد؟من چه شدم؟ نمی دانم!!!

به آشیانه ای از راز ها که در صورتش لانه کرده می نگرم...

او را اینگونه می بینم....

وقتی خوشبختی را به دندان می کشد ترس از دست دانش را نیز در دل می پروراند...

رازیست نهفته در عمق نگاهش که قلبم را لنگر گاه خویش گذارده...

آری, این منم,من همان رازم....

 

+ نوشته شده در  شنبه 1390/10/24ساعت 12:45  توسط cinuhe  | 

 

تو را تنها به کسی هدیه می دهم....

 

من تو را به کسی هدیه می دهم که از من عاشق تر باشد و از من برای تو مهربان تر.

من تو را به کسی هدیه می دهم که صدای تو را از دور، در خشم، در مهربانی،

در دلتنگی، در خستگی، در هزار همهمه ی دنیا،یکه و تنها بشناسد.

من تو را به کسی هدیه می دهم که راز معصومیت گل مریم و تمام سخاوت های

عاشقانه این دل معصوم دریایی را بداند؛ و ترنم دلپذیر هر آهنگ، هر نجوای

کوچک، برایشیک خاطره باشد.

او باید از نگاه سبز تو تشخیص بدهد که امروز هوای دلت آفتابی است؛ یا آن

دلی که من برایش می میرم، سرد و بارانی است.

 ای.... ،ای بهانه ی زنده بودنم؛ من تو را به کسی هدیه می دهم که قلبش بعد

از هزار بار دیدن تو، باز هم به دیوانگی و بی پروایی اولین نگاه من بتپد.

 همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم...

تو را با دنیایی حسرت به او خواهم بخشید؛

ولی آیا او از من عاشق تر و از من برای تو مهربان تر است؟آیا او بیشتر از

من برای تو گریسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز

ولی، تو در عین ناباوری، او را برگزیدی...

می دانم... من دیر رسیدم...خیلی دیر...خیلی...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/09/24ساعت 17:3  توسط cinuhe  | 

سلام

با یک مدریت جدید در خدمتون هستم

از این به بعد من به مدیر قبلی براتون پست  میزارم

راسشو بخواید در مورد وبلاگ هیچی نمی دونم  نه اینکه هیچی هیچی !!!

امیدوارم با نظراتتون بهم کمک کنید !

راستشو بخواید دو پست اولم  مربوط به خود مدیر قبلی هستش

امیدوارم خوشتون بیاد

با ارزوی موفقیت خودم

فعلا بای

+ نوشته شده در  شنبه 1390/09/19ساعت 16:43  توسط cinuhe  |